عطا ملك جوينى
317
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
قال سمعت محمّد بن عيسى يقول كان عبد اللّه بن ميمون يقول بالّتزيّد و فى الطّريق ضعف » ، و چنان كه ملاحظه مىشود در هيچيك از كتب رجال شيعه كه عين عبارات آنها نقل شد ( و همچنين در ساير كتب رجال آنطايفه كه اسامى آنها در اوّل اين فصل سبق ذكر يافت ولى بواسطهء ضيق مقام از نقل عين عبارات آنها صرفنظر گرديد ) مطلقا و اصلا ذكرى و اشارهء از اينكه عبد اللّه بن ميمون قدّاح منتسب بفرقهء اسمعيليّه بوده نشده است بوجه من الوجوه نه تصريحا و نه تلويحا و نه اشارة و نه كناية و نه حتّى بعنوان نقل قول و لو قول ضعيف مرجوحى ، و بديهى است كه اگر صاحبترجمه از فرقهء اسمعيليّه مىبوده اين سكوت مطلق جميع مؤلّفين رجال شيعه بلا استثنا از متقدّمين و متأخّرين از ذكر اين فقره از اعجب عجايب خواهد بود و بهيچوجه محملى و تعليلى و عذرى براى آن تصوّر نميتوان نمود ، بخصوص با تقيّد شديد علماء رجال آنطايفه بتعرّض بذكر مذهب رواة در صورت انتساب راوى بيكى از فرق مخالفه يعنى غير شيعهء اماميّه كه در اين صورت عادت ايشان بر اين جارى است كه حتما و بدون استثنا تصريح بمذهب راوى نمايند و گويند مثلا « فلان فطحىّ » يا « زيدىّ » يا « بترىّ » يا « من الواقفة » يا « غال » يا « فى مذهبه ارتفاع » و نحو ذلك از تعبيرات معموله ما بين ايشان ، پس خود مجرّد سكوت ايشان از ذكر مذهب عبد اللّه بن ميمون قدّاح و عدم اشارهء باينكه او از غير فرقهء شيعهء اماميّه بوده بنحو قطع و يقين كاشف است از اينكه صاحبترجمه در نظر ايشان از زمرهء شيعهء اماميّه محسوب و اصلا و ابدا و مطلقا ربطى و تعلّقى خواه بطايفهء اسماعيليّه و خواه به غير آن طايفه نداشته است ، تقرير ديگر - گفتيم كه اجماعى كتب رجال شيعه است كه عبد اللّه ابن ميمون قدّاح معاصر با امام جعفر صادق عليه السّلام و از رواة احاديث از آنحضرت بوده است ، حال گوئيم كه علاوه بر تصريح كتب رجال به اين